دوست لولويي من سلام
 
 
Love is lie
 
----------
امضا:
لولو

تلخند

نوشته شده توسط لولو | ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۲۵:۴۴ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

دوست لولويي من سلام
 
ترجيح مي دهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكر كنم تا اين كه در مسجد بنشينم و به كفشهايم فكر كنم.
 
----------
امضا:
لولو

تلخند

نوشته شده توسط لولو | ۱۲ دى ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۴:۵۸ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

دوست لولويي من سلام
 
 
رهـــرو مـــنزل عـشقيم و ز سر حد عدم            تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم
 
 
----------
امضا:
لولو

تلخند

نوشته شده توسط لولو | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۶:۰۲ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

دوست لولويي من سلام

اگر مفهوم عشق را نمشناختم و ميگذرد را نميدانستم ،از اميدي هم كه در مصيبت هاي اين چنيني ،تسليتي ميتوانست بود ، محروم بودم.
 
----------
امضا:لولو

تلخند

نوشته شده توسط لولو | ۱۱ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۳۱:۳۸ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

روزي روزگاري يه مرد بزرگي به همراه همراهاش ميرن خونه يكي عيادتش.ميزبان هم خربزه اي داشته كه اونو حب ميكنه و براي پذيرايي خدمت مهموناش ميبره.اما چون كم بوده خودش از اون نمچشه.از بد روزگار خربزه تلخ بوده.همراهاي اون مرد بزرگ يكي يه كم به زور از خربزه ميخورن  ولي اون مرد بزرگ همه خربزه رو تا ته ميخره.
وقتي ميهموني تموم ميشه همراهاش ازش ميپرسن كه چطور اون خربزه رو خوردين اون كه مثل زهر مار تلخ بود؟
مرد جواب ميده:آره منم به زور خوردم ولي ديدم اگه ذره اي ازش بمونه وقتي ميزبان  ازش بچشه و بفهمه كه تلخ بوده خيلي غصه ميخوره به همين دليل همشو خوردم.


واين است رسم بزرگ مردان.


-----------
امضا : لولو

تلخند

نوشته شده توسط لولو | ۱۱ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۷:۱۳ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

 

ميدونستين كه پروفسور حسابي در زمان حياتش براي تحقيقاتش با سند خونش مبلغ 48 ميليون تومان قرض گرفته بوده و الان بانك به خاطر پرداخت نشدن قسطهاي بانك كه الان بيش از 2 ميليارد تومان ميشه خونه پروفسور حسابي را به مزايده گذاشته؟

 

----------

امضا:لولو

تلخند

نوشته شده توسط لولو | ۲ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۵۴:۳۳ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

[ ۱ ]

تمام حقوق متعلق به نگين بلاگ ميباشد